تازه ترین

موقعیت شما : صفحه اصلی » آخرین اخبار » اقتصاد » بین الملل » تیتر روز » نفت
  • شناسه : 7399
  • 13 اکتبر 2020 - 9:37
سخنگوی اتحادیه صادرکنندگان فرآورده‌های نفتی: نفت دیگر کالای استراتژیک نیست/ مازاد عرضه، طلای سیاه را به انتخابات آمریکا بی اعتنا کرد

سخنگوی اتحادیه صادرکنندگان فرآورده‌های نفتی: نفت دیگر کالای استراتژیک نیست/ مازاد عرضه، طلای سیاه را به انتخابات آمریکا بی اعتنا کرد

حسینی، سخنگوی اتحادیه صادرکنندگان فرآورده‌های نفتی معتقد است که نفت دیگر یک کالای استراتژیک و سیاسی نیست و حالت امنیتی خود را از دست داده است. همین مساله موجب شده که اتفاقات آرامگو، جنگ قره‌باغ و حتی انتخابات آمریکا روی نوسانات قیمتی آن تاثیر چندانی نداشته باشد.

«نفت دیگر کالای استراتژیک نیست و تا حدودی هم از سیاست فاصله گرفته است. شاید تا همین چند سال پیش هر جریان سیاسی، درگیری و جنگی به شدت آن را تحت تاثیر قرار می‌داد. اما حالا می‌بینیم که کاملا ورق برگشته و نفت حالت امنیتی خود را از دست است. » این بخشی از گفته‌های حمید حسینی سخنگوی اتحادیه صادرکنندگان فرآورده‌های نفت، گاز و پتروشیمی ایران است که معتقد است مازاد عرضه و کاهش تقاضا، بازار نفت را به انتخابات آمریکا بی اعتنا کرده است. به طوری که شاهد بودیم جنگ قره باغ و اتفاقات آرامکو نتوانست تغییری در وضعیت بازارایجاد کند. او همچنین با اشاره به برخی خوش بینی‌ها نسبت به تاثیر انتخاب بایدن در صادرات نفت ایران، می‌گوید: در صورت پیروزی دموکرات‌ها شاهد افزایش صادرات نفت ایران خواهیم بود.

البته آنگونه که این کارشناس نفتی می‌گوید: بازگشت ایران به بازار نفت شاید خیلی به مذاق تولیدکنندگان نفت شیل و دیگر تولیدکنندگان نفت گران خوش نیاید. چرا که ممکن است با افزایش صادرات نفت ایران شاهد شکست قیمت‌ها در بازار باشیم. حسینی البته معتقد است در صورت پیروزی ترامپ در ایران دیگر امکان استفاده از شبکه بانکی دنیا برای ایران وجود نخواهد داشت. در این حالت ایران می‌تواند به سراغ تهاتر کالا با نفت یا تهاتر کالا با کالا برود. متن کامل گفتگوی بازار با حمید حسینی سخنگوی اتحادیه صادرکنندگان فرآورده‌های نفت، گاز و پتروشیمی را در ادامه می‌خوانید:

جنگ قره باغ و اتفاقات آرامکو نتوانست تغییری در وضعیت بازار ایجاد کند. همچنین بازار هیچ اعتنایی به شروع مناظره‌های نامزدهای انتخاباتی آمریکا نکرد. اینها نشان می‌دهد که بازار تا حدودی اشباع  شده و عرضه بیشتر از تقاضاست

* پیش بینی می‌شد که بازار نفت واکنش شدیدی را به شروع مناظره‌های نامزدهای ریاست جمهوری آمریکا نشان دهد، اما در عمل این اتفاق رخ نداد و شاهد بی‌اعتنایی طلای سیاه به اتفاقات در عرصه بین الملل هستیم. دلیل این رفتار چیست؟ 
نفت دیگر کالای استراتژیک نیست و تا حدودی هم از سیاست فاصله گرفته است. شاید تا همین چند سال پیش نفت را می‌توانستیم سیاسی ترین کالای کل جهان بدانیم که هر جریان سیاسی، هر درگیری و اختلافی به شدت آن را تحت تاثیر قرار می‌داد. اما حالا می‌بینیم که کاملا ورق برگشته و نفت حالت امنیتی خود را از دست است. به عنوان جنگ قره باغ و اتفاقات آرامکو نتوانست تغییری در وضعیت بازار ایجاد کند. همچنین بازار هیچ اعتنایی به شروع مناظره‌های نامزدهای انتخاباتی آمریکا نکرد. اینها نشان می‌دهد که بازار تا حدودی اشباع  شده و عرضه بیشتر از تقاضاست.

قیمت‌های پایین از یکسو وکاهش هزینه حمل و نقل دریایی از سوی دیگر، برخی از کشورهای مصرف کننده را به خرید بیشتر نفت ترغیب کرده است. به طوری که هم اکنون کشورهایی همچون در چین و هند که بزرگترین مصرف کنندگان نفت در دنیا هستند، از سطح بالای ذخایر استراتژیک برخوردار هستند. ضمن اینکه نگرانی‌هایی که نسبت به کمبود نفت وجود داشته، حالا برطرف شده است.

دموکرات‌ها به صورت رسمی اعلام کردند که در صورت پیروزی به برجام بازخواهند گشت. برگشت آمریکا به این توافق به معنی آزاد شدن صادرات نفت ایران است. برخی از پیش‌بینی‌ها حاکی از این است که در صورت پیروزی جو بایدن، نامزد دموکرات ریاست‌جمهوری امریکا فروش نفت ایران حتی تا ۲.۵ میلیون بشکه در روز برسد

*مساله جالب اینجاست که دو نامزد انتخابات آمریکا سیاست‌های متناقضی را در باب تولید نفت این کشور دارند. همین مساله نگرانی‌هایی را ایجاد کرده است. فکر می‌کنید نتیجه انتخابات آمریکا چه تاثیری را روی صنعت نفت آمریکا خواهد داشت؟ 
از آنجایی که دو نامزد ریاست جمهوری آمریکا سیاست‌های متفاوتی را دارند، شکست و موفقیت هرکدام آینده متفاوتی را برای صنعت نفت آمریکا رقم خواهد زد. جمهوری خواه‌ها معمولا در منطقه‌هایی همچون تگزارس که تولید نفت زیاد است، محبوبیت بیشتری دارند. همین مساله موجب شده که دونالد ترامپ به شدت از افزایش تولید نفت حمایت کرده و حاضر نباشند که به خاطر مسائل زیست محیطی قید سرمایه گذاری و توسعه این صنعت را بزنند.

این در حالی است که دموکرات‌ها حساسیت بالای روی مسائل زیست محیطی دارند. این افراد در استان‌هایی که پالایشگاه‌های نفت بیشتری وجود دارد، طرفدارهای بیشتری داشته و بیشتر به دنبال تامین منافع پالایشگاه دارها هستند. در واقع، پیروزی بایدن در انتخابات به منزله پیروزی عظیمی برای تجدیدپذیرها و بخشهای انرژی پاک و خبر بدی برای نفت و گاز آمریکا خواهد بود. بدون شک با موفقیت دموکرات‌ها در انتخابات تولید نفت شیل و برداشت نفت از مناطقی که خطری برای محیط زیست تلقی می‌شود، دچار محدودیت می‌شوند. در مقابل نفت را با قیمت مناسب تری در اختیار پالایشگاه‌ها قرار داده می‌شود و به نوعی شاهد توسعه صنعت پالایشگاهی در این کشور خواهیم بود. در مجموع باید بگویم اینکه چه کسی به عنوان رئیس جمهور آمریکا انتخاب می‌شود در آینده صنعت نفت این کشور خیلی موثر است.

تلاش ایران برای افزایش عرضه خود به معنی کاهش بیشتر قیمت نفت خواهد بود. این کاهش قیمت در شرایطی بازار نفت را تهدید می‌کند که طبق گزارش اداره اطلاعات انرژی آمریکا، تولید نفت آمریکا از ۱۳.۱ میلیون بشکه در روز در مارس به ۱۰.۷ میلیون بشکه در روز در هفته منتهی به ۲۵ سپتامبر نزول کرده است

* هم اکنون نوعی خوش بینی به آینده اقتصاد ایران و لغو تحریم‌ها علیه ایران به وجود آمده است. فکر می‌کنید این خوش بینی تا چه اندازه به واقعیت نزدیک است؟ 
دموکرات‌ها به صورت رسمی اعلام کردند که در صورت پیروزی به برجام بازخواهند گشت. برگشت آمریکا به این توافق به معنی آزاد شدن صادرات نفت ایران است. برخی از پیش‌بینی‌ها حاکی از این است که در صورت پیروزی جو بایدن، نامزد دموکرات ریاست‌جمهوری امریکا فروش نفت ایران حتی تا ۲.۵ میلیون بشکه در روز برسد.

* اما با توجه به بحران تقاضایی که در بازار جهانی نفت وجود دارد، آیا امکان رشد صادرات نفت توسط ایران وجود دارد و بازار قادر به پذیرش این حجم از عرضه مازاد خواهد بود؟ 
به عبارت دیگر تلاش ایران برای افزایش عرضه خود به معنی کاهش بیشتر قیمت نفت خواهد بود. این کاهش قیمت در شرایطی بازار نفت را تهدید می‌کند که طبق گزارش اداره اطلاعات انرژی آمریکا، تولید نفت آمریکا از ۱۳.۱ میلیون بشکه در روز در مارس به ۱۰.۷ میلیون بشکه در روز در هفته منتهی به ۲۵ سپتامبر نزول کرد که ناشی از کاهش تولید شرکت‌های نفت شیل بوده است. به طور قطع بخشی از این کاهش ناشی از افت قیمت و بخش دیگر به کاهش تقاضا برمی‌گردد.

کاهش دوباره قیمت نفت به زیان تولیدکنندگان نفت گران چه در آمریکا و کانادا و چه در کشورهای اروپایی همچون نروژ و حتی چین و کشورهای آسیای میانه است.   به عبارت دیگر اگر قیمت‌ها در نیمه دوم امسال دوباره نزولی شود، این احتمال وجود دارد که با کاهش شدید حجم سرمایه گذاری در صنعت نفت مواجه شویم

* به عبارت دیگر می‌توان گفت که بازگشت ایران به معنی ضربه زدن به نفت شیل بوده و تهدیدی جدی برای صنعت نفت آمریکا محسوب می‌شود؟ 
کاهش دوباره قیمت نفت به زیان تولیدکنندگان نفت گران چه در آمریکا و کانادا و چه در کشورهای اروپایی همچون نروژ و حتی چین و کشورهای آسیای میانه است. در بسیاری از کشورها مثل ونژوئلا و اندونزی با بازگشت ایران به بازار در تولید نفت به مشکل بربخورند. به عبارت دیگر اگر قیمت‌ها در نیمه دوم امسال دوباره نزولی شود، این احتمال وجود دارد که با کاهش شدید حجم سرمایه گذاری در صنعت نفت مواجه شویم.

* اما اگر خیلی اوضاع انتخابات آمریکا باب میل ایران نباشد و دونالد ترامپ نامزد جمهوری خواه موفق به شکست دموکرات خود شود، چه سرنوشتی در انتظار اقتصاد ایران خواهد بود؟ 
در این حالت هیچ تغییری را در وضعیت اقتصادی کشور نخواهیم داشت و تحریم‌های اقتصادی آمریکا علیه ایران ادامه خواهد داشت. تولید نفت در شیل بیشتر می‌شود و ممکن است مازاد عرضه ای در بازار دنیا به وجود بیاید. باید اشاره کنم که در ۲ سال گذشته بیشتر تقاضاهای جدید مصرف نفت توسط آمریکا جذب شده که ناشی از افزایش سرمایه گذاری در این صنعت نفت این کشور بوده است.

اینطور که پیداست در صورت پیروزی ترامپ در انتخابات دیگر امکان استفاده از شبکه بانکی دنیا برای ایران وجود نخواهد داشت. در این حالت باید به سراغ رمز ارزها و تهاتر کالا برویم

* با توجه به اینکه پیروزی ترامپ به معنی ادامه تحریم‌های اقتصادی علیه ایران است، چطور می‌توانیم شرایط بهتری را برای اقتصاد کشور ایجاد کنیم؟ 
اینطور که پیداست در صورت پیروزی ترامپ در انتخابات دیگر امکان استفاده از شبکه بانکی دنیا برای ایران وجود نخواهد داشت. در این حالت باید به سراغ رمز ارزها و تهاتر کالا برویم. اما برای من جای سوال و تعجب دارد که کشوری که تحریم است چرا  نسبت به استفاده از رمز ارزها در مروادات تجاری خود بی تفاوت است. در حالیکه ایران خود با توجه به شرایطی که دارد می‌تواند به‌هاب تولید ارزهایی همچون بیت کوین شود. نمی‌دانم که چرا دولت در این خصوص تا این اندازه بد و گنگ عمل کرده است. متاسفانه سیاست‌های دولت در این حوزه همچنان نامشخص است. اما راه کار دوم استفاده از تهاتر است. در حال حاضر بسیاری از کشورهای دنیا آمادگی تهاتر کالا با ایران را دارند. باید بتوانیم فرمول‌هایی را برای تهاتر کالا با کالا پیدا کنیم. به طور قطع در تهاتر کسی نگران نیست و کمتر مورد شناسایی قرار می‌گیرد.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*