تازه ترین

موقعیت شما : صفحه اصلی » آخرین اخبار » اقتصاد » پارس جنوبی » پیشخوان » شهرهای نفت خیز
  • شناسه : 10264
  • 16 می 2021 - 12:19
فرصتی که از دست می‎رود/ آهای استان بوشهر! پارس جنوبی فقط سازمان منطقه ویژه نیست

فرصتی که از دست می‎رود/ آهای استان بوشهر! پارس جنوبی فقط سازمان منطقه ویژه نیست

مثال رابطه نفت، بوشهر و مدیریت سازمان منطقه ویژه مانند ارتباط مدرسه، مدیر و کودکی است که آب نباتی (مدیریت سازمان) را مدیر مدرسه (نفت) در هر چند سال به صورت محدود و کنترل شده به دست کودک (بوشهر) داده و در هر وهله‌ی بنا به کمترین اشتباه سهوی یا عمدی یا حتی بهانه ای از آن کودک گرفته و چندین سال استان را در گرفتن یا نگرفتن این پست به التهاب می کشاند

مهندس محمد جعفری- از سال‌های آغازین دهه ۷۰ که با شتاب گیری برداشت از سوی همسایه جنوبی، ایران نیز شروع به اکتشاف، حفاری و بهره برداری از میدان موسوم به پارس جنوبی نمود مدت مدیدی به درازای بیش از ربع قرن می‌گذرد.

در این سال‌های سپری شده، منطقه صنعتی جنوب استان بوشهر از مساحتی چند هکتاری به ابر منطقه ای با پهنه ای ۳۰ هزار هکتاری (بدون احتساب منطقه پارس شمالی) تبدیل شده است.

استقرار ۱۱ پالایشگاه و بیش از سی پتروشیمی فعال باعث گردیده است این منطقه به هاب بلامنازع صنایع گاز و پتروشیمی کشور بدل گردد.

گسترش این منطقه در حال حاضر به گونه ای است که با گذر از کنگان به جنگلی از فلز و دسته ای از فلر برمی خوریم.

در سال‌های آغازین با توجه به نوپا و ناشناخته بودن صنایع ایجاد شده و عدم آگاهی جامعه و حتی مسئولان به نیازهای شغلی، دید عمومی و چیره راهیابی به مشاغل رده پایین، حتی کمترین سطوح بود.

آن سال‌ها با انگ نبودن نیروی متخصص در سطح استان، بسیاری از مشاغل توسط افرادی غریبه و بدون تخصص اشغال شد که گماشتن نفرات دیگر هم خللی در انجام آنها ایجاد نمی نمود.

این دور باطل کماکان نیز ادامه دارد. شاید از شدت آن کاسته شده باشد ولی متاسفانه هنوز نیز نگرش به نیروی بومی، نگاهی از بالا و توام با تحقیر و تحدید است.

البته در استانی که بیشترین درصد مطالبه نمایندگان آن به کارگیری عده‌ای محدود در پایین ترین سطوح شغلی ممکن در یک مگا پروژه صنعتی باشد، شاید هم عمده تقصیر بر عهده صاحب آن نگاه نباشد.

قسمت زیادی از این مشکلات شاید زاییده دو دلیل عمده، عدم برنامه‌ریزی مناسب استان جهت تعامل با مجموعه پارس جنوبی و نداشتن افراد ذی‌نفوذ و صاحب قدرت در بدنه تصمیم‌گیر پالایشگاه ها و پتروشیمی های منطقه باشد.

این عدم برنامه‌ریزی باعث شده است استان بوشهر فرصت تاریخی استفاده از این کارخانه عظیم نیرو پروری و مدیر سازی را به راحتی از دست بدهد.

برایند این غفلت تاریخی به وجود آمدن این باور غلط است که به صرف بومی بودن مدیر عامل سازمان منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس و فشار بر ایشان مشکلات و معضلات استان قابل حل بوده و تاسف بارتر از آن تسری این نظر در بین مسئولان استان است.

مثال رابطه نفت، بوشهر و مدیریت سازمان منطقه ویژه مانند ارتباط مدرسه، مدیر و کودکی است که آب نباتی (مدیریت سازمان) را مدیر مدرسه (نفت) در هر چند سال به صورت محدود و کنترل شده به دست کودک (بوشهر) داده و در هر وهله‌ی بنا به کمترین اشتباه سهوی یا عمدی یا حتی بهانه ای از آن کودک گرفته و چندین سال استان را در گرفتن یا نگرفتن این پست به التهاب می کشاند.

بهترین راه برون رفت از این سرگردانی و نابسامانی همیشگی در این زمان، احیا کمیته تعامل با منطقه و تلاش برای به دست گرفتن مدیریت واحدهای صنعتی توسط افراد لایق و کارکشته و کم نمودن وابستگی استان به یک پست تاحدودی تشریفاتی در منطقه پارس جنوبی است.

این در حالیست که در حال حاضر بسیاری از اختیارات پیشین مدیر عامل سازمان منطقه ویژه پارس از بین رفته است.

البته مهیا شدن این شرایط در گرو به وجود آمدن محیطی مناسب جهت پرورش مدیران متعهد و متخصص در بدنه وزارت نفت است. راهی که خوزستان با فرازونشیب بسیار در شرکت ملی نفت سال ها پیش پیموده و برای بوشهر هم در صورت برنامه‌ریزی صحیح و تجربه پیش رو در بدنه شرکت ملی گاز و شرکت ملی صنایع پتروشیمی، قابل دسترسی است.

چه بسا اگر این اتفاق بیفتد بسیاری از مطالبات به حق استان بوشهر در چارچوب مدیریتی این شرکت‌ها رفع شده و سطح مطالبه گری استان از «هرم‌مازلو» به سطوح بالاتر ارتقا یابد.

این فرصت تاریخی برای استان بوشهر به سرعت در حال سپری شدن است.

ای کاش مسئولان در اولین فرصت با بازتعریف رابطه مرکز و جنوب استان و یافتن سازوکاری مناسب به فکر تعامل سازنده با مجموعه صنعتی جنوب استان و به در دست گرفتن قسمت عمده‌ای از مدیریت های میانی و بالایی این پتروشیمی‌ها و پالایشگاه‌ها باشند.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*